…نمی کوبد

کسی این در نمی کوبد
به دیداری ؛
درودی یا که بدرودی؛
نه با انگشت, نرمش؛
نه با یک کوبه آهن .
چنان دوراست دلهای ترنجی ؛
بر رسیدن؛
که گویا ؛ دوریش تا خان, هور است.
اگر روزی کسی این در گشاید؛
بهر, دیدن.
سخنها دارمش ؛
من. ……
نگهدار, تن,رنجور, من گفت :
که نالش را خریدارینباشد
نه بس باشد ؛ پیاده زیر, هودج؟
رهی دور ؛و گروهی مرد, خاموش
که چشمان بسته دارند؛
برندیدن .
دهانها ؛ بر نگفتن.
ه-س
۲۳ ژانویه ۲۰۲۲
تورنتو

نیاز

با مصطفا ؛
برای ثواب ؛
شماله ها را خاموش می کردیم؛
از تشت های پر لای رس.
زایران با دستان,زبر, خویش ؛
فرو کرده بودند.
در خانه ای مقدس شده.
دیوار ها همه گچبری داشت ؛ اسلیمی های زیبا.
به بلندای زنده رود.
در قابهای گچین ؛
سرواد های کاشانی میگریستند.
هنوز نیازیان ؛
شماله می گیرا نند.
یک نیاز را.
با پا های برهنه می دوند در کوچه های شب؛
گریان.
ه-س
دهم دهم ژانوی ۲۰۲۲
تورنتو

به مناسبت, دیدار, مهران, م از تکیه ی میر

دروازه ایست
برسر ,کوتاه راه, زیست.
رو سوی خاک
بی چشم در چشم, آسمان
نز گفتگو ز, آن و این
نه کارهای سخت.
نه بخل جانگزا
نه رشک, آتشین.
اندر دیارشان
بی ادعای من
یا تو کیستی ؟
زیبا کی است و زشت
دارنده و ندار.
عریان
به خاک, سرد, یخین

جاودانه خفته اند.
ای خواب, سربی کوهین و پایدار
ای خواب, سربی کوهین و پایدار
دردا بر ان کسان
که ز, اندوه, بیکران
در آرزوی چنینند ؛ رفتن به خواب

ه.س ۴ ژانویه ۲۰۲۲
تورنتو

آغاز, سال, ۲۰۲۲

روزها ؛ با درخشش, کلان ستارگان و چرخش کهکشانی هست می شوند و با خرد, اندیشه وران, خاندان, انسانها؛ به نماد, آشتی ی پایدار و شاد زیستی نامگذاری می شوند و هراز گاه در دورانهای زیست, آدمیان ؛ با جابجایی پرده ی باورمندیها یا زیستگاهی ؛ نامجشنها ؛ زاد روزها ؛ آ فریدگاران ؛در پی شیوه های زندگانی نوین ؛ دگر گونیها می یابند. زاد روز, خورشید ؛ به دیگری می رسد. همچنان تا آدمی بر زمین می زید. هر روز,تاریخی ؛ در دستان, کسانی می گردد. روزی به نام, مهر ؛ روزی دیگر ؛جایی دیگر خدای آفتاب . گاه آفرینش از فراز, المپ سر می گیرد گاه بالاتر یا میشی و مشیانه. گاهی فرشیمها (فصول )دو گانه گاه چهار . …این آسیای پسایی ؛ زیر, پوشه ی نامها _ بهانه ها – نمادیست بر بهروز زیستن بی دلهره ی نابودیهای ناگهانی از جنگها و ستیزه گریها . پیامرسا نیهای دانشورانه ؛ به ریسمان, پر تاب می ماند. پیچیدگیها دارد نمادین (سمبلیک ).در برابر ؛ اشوبزدگیها ؛ از زیر ساختهای ندانمکاری ؛ سبکسری و فریبندگیها ؛بر می آیند . جنگ و ستیز شتاب می گیرد و درخت,نا بارور, من خود همه هستم و دیگری هیچ؛ می بالد . این شب اندیشی که چرا از کوچه ی سایه سار, ما بانگ, دیگر جشنی بر خاست – بی پروانچه ی ما -روز های شاد, زندگانی را تیره بی هوده و ناسور می سازد. آیین بندگی ی زیستن در تاریکخانه ؛ بهر نامی را بایستی از اندیشه فرو نهاد. این پوسته ی من اینم تو آنی را بشکرید و روزگارانی تابنده و بشکوه در خواهری و برادری گیهانی بسازید .
آغازین ؛ روزسال, هر کجای گیتی را جشن بگیرید. به امید, آشتی پایدار و رهایی از چنگال, مرزبندیها. هوشنگ, سارنج یکم ژانویه ی ۲۰۲۲ تورنتو