پروانگان دل آتشین

آنان که جان برند بر میان, آتشی بلند؛
همچند, کوه ؛
از جنس, آتشند.
یا از قبیله ی نور.
پروانه وآر ؛
دل به آتشند.
یا
سمندر ز, آب, آتشین.
دل را به آب و آتش زدن؛
نه کار, هر خسیست ؛
بر خیل, جان بر کفان, مردمی ؛
آتش بجانان ؛
ز, آ هنند .

ه.س
۱۲ آپریل ۲۰۲۶
تورنتو.

دی

دی بر سر هر کشته دو صد شیون بود
امروز کسی نیست که بر صد گرید. ( جمال, کمال, اصفهانی )

کس نباشد گریه را ؛
بر کشتگان .
سازه ها را ماننده است.
بر سوگیان.
اشک ؛ خشکیده به چشمان؛
بس گرستند؛
مادران.
بر سرای گل؛
به دشت, نرگسان؛
شوره گز روییده شد.
آسمان ابری ندارد بارور؛
جز؛
غبار , خا ک, خیش.
تا بگرید زار بر آن شوره زار.
چشمها تاسیده و تاریکسآر ؛
نا ودیسان ؛ چکه های اشک دارند ؛
از نم, خا ک, گلان .
کیست آنکس ؛ تا بگوید؛ خوار خو ار؛
دیگ اگر بر من نجوشد تا زمان
کله ی سگ جوشدش اندر میان ؟

ه.س
۱۳ نوروز, ۱۴.۵
تورنتو

می شود آ یا ؟

از دل, ابر, سیاه, جنگ؛
رعد می غرد .
دا نه های سرب می با رد.
پاره ترکشهای بمب, خوشه ای ؛
تکه اخگرهای پولادین, جانگیرنده؛
سوزان ؛
می شکافند سینه های مرد یا زن ؛
کودکان, هاج و واج .
خا ک خونین است.
از تپش وامانده بس دلها؛
سینه ها پاره ست و کفته؛
اینهمه ویرانه ها. …..
می شود روزی دوباره ؛
آسمان آبی و روشن؛
آبها ؛ آشام, پاک ؛
کشتزاران ؛ سبز؛
پر؛نوای پوپکان؟
شاد خواری ؛ شادکامی ؛
دستها در دست, هم؛
دا نه های برف ؛
چون پر؛
به پروازی از این سو ؛ تا به آن سوی دگرهایی .
وه چه زیبایی ……..

ه.س
یکم فروردین ۱۴۰۵
تورنتو

هرا سه

نگاره ای ;
ز , اژدهای سهمناک؛
به نوک, تیز, چوبکی ؛
ز,نای ؛
به ساحلی شنی ی آب, پهن ؛
نشسته بود.
نه تاب, جنبشی ؛
نه زندگی؛
که ناگهان وزید تند بادی ز, کوهسار.
جانمند و موژ ساز.
وز؛آن فرو نشسته آب, پهن ؛
سترگ مو ژ ی ؛ کف آلوده کام؛
بر آن نگاره وش ؛ خزید.
به راه, بازگشت, مو ژ ؛
ردی از آن هرا سه ی چوبین نما ؛
نمانده بود.
ه.س
۱/ مارس /۲۰۲۶
تورنتو