شبی از شبها…

گر نداریم چراغی
به سرایی ؛ سر, خوان
تا ببینیم بر آن
یافت شود؛
نفرینی .
هر شب از تندر, بمبارانها ؛
شهر ویران ؛ روشن.
کوچه گردان شاداب
کودکان لرزاند؛
همه چسبیده به دیوار, خراب.
وای بر اینهمه بیداد
به شبهای هزارو یکشب.
کاش می بود
شبی از شبها؛
تک چراغی ؛
روشن.
ه.س
۲۰ جولای ۲۰۲۶
تورنتو