کیمیای جان

از دعای عابدی
مردی بهشتی ؛ بی ریا
معجزی رخ داده است.
همچنان ؛
آن پینه گر ؛پیری ز ” جی ”
یا که ” میداسی ”
شه,افسانه ها .
دست مالیدن به هر چیزی ؛
شود زر .
خشت خشت, شهر, سنگ
زرین شده ؛
دوزخی بی خاک؛
مادر شهر, ما
از سرای پر گنهکاری دیرین؛ تا بهشت؛
زرین شده.
تا که خوردنگاه, روز پر ز آزار, روان ؛
دستی به خوردن می بریم؛
نان زر شود.
آب در تنگی (کوزه )شود زر.
سفره ی پر نیمه خالی ؛
سر به سر؛ زر می شود.
دست بر سر می زنی
آن تآر های غمسپید ؛زر می شود.
دسته ی جاروی جاروگر ؛به آنی
زر شود.
مرمی سربی ؛
درون, لوله ی تیر افکنی ؛
زر می شود.
داروی درد, کرونا ؛
در زمان, کاربرد؛
همچنان ؛ زر می شود.
دست بر زانو زدن در وقت, تکریم, خدا ؛
زانوان, استخوانی ؛
بر مثال , بوته ی هر زرگری ؛
زر می شود.
ای بزرگ, حضرتی
داریم از تو التماس ؛
شو دعا کن؛ کار ما ؛وا ژون شود .
خوردن نان
بهر, شاکر بودن, آن بنده ساز ؛
صد هزاران بآر ؛ بهتر
زان طلا خوردن بود.

هوشنگ, سارنج ۹سپتامبر, ۲۰۲۱
تورنتو

میداس شاه دست به هر چه مزد طلا می شد .
پیر, پینه دوز به هر که می نگریست طلا می شد.

در تحیر

سر به زانو
در تحیر
بر ندانستن .
علت, باد,شدید؛
یا شبو روزان, روشن؛
بارش,باران, سیل آسا ؛
تب و لرزیدن, به ناجا
حصبه و سل ؛ سینه پهلو؛یاکه تا عون و وبارا ؛
زلزله؛
ماه و خورشید, گرفته؛
بدتر از بد
دعوی پیغمبری
یا خدا دانستن, خود هر کسی ؛
فی المثل ؛ تکریت یا بن غازی ای .
یورش, سربند داران, سیاه
آه وآ وخ ؛
از برای جرعه آ بی
یک قلپ داروی نابی
سفره ی پر آب و نانی
دست آورد, کار ؛
نز ره, بخشش ؛ گدایی؛یا بلا گردانی ای.
ترس, از پل ؛
یا
شکنج, دوزخی.
سر به زانو ؛
از تحیر.
نه به گفتن
یا
نگفتن .
نه به رفتن
یا
نه رفتن.
نه به پوشیدن
نپوشدن
تازیانه
تا زمانه.
بند های بسته بر آواز ها ؛
شیشه های نرم از پولاد ها ؛
کسر, جام, خجلت, حیثیتی ؛
زآن سپستر؛مرکب, چوبین سواری؛
جان, پوسیده درون, کیسه ای.

دوم سپتامبر ۲۰۲۱
ه.س تورنتو.

پرومته

پرومته ؛
روان, سرگردان .
با جگری هر روزه ریش
و چشمخانه های تهی.
تنها تو نیستی که دالدر شده ای .
کویر را هم بتاراج داده اند.
آبی نازک ؛
در تن, رودکهای خشک می دود
از خونی که تا ابد ؛
از برگهای سیاووشان ؛ می چکد.
آسمان خاکستریست
و علفها زرد.
ینجه زارها ماسیده.
کشتزازرها خشکیده .
خنده خاموش به زندان, دهن.
اینهمه سرخگل, نعمانی ؛
از کجا ؛از کی ؟
به کویر.

هوشنگ, سارنج
۷آگوست ۲۰۲۱
تورنتو

کوچ

از دروازه های باد , زمیندر
سنگین ز خواب و ندانستن؛
انبوه, ارس های تناور
نه نای گریه های سیاه
با چشمان, خشک, کویری
نه پای سرخ , دریدن
با پای های بریده.
و
دا لهای مرده خوا ر بر سریر, ویرانه .
وین کوچیان, جان بر لب؛
چون برگهای زیر, پا مانده
لرزان به باد, کوبنده .

این خمیازه های خامش, فریاد.
آتش به پا کند در شب
و آن استخوان, چرب, هر ساقی
توفان به سر بر آورد روزی
ه.س ۱۴ جولای ۲۰۲۱
تورنتو