روز ویكتوریا – Victoira Day

هوشنگ سارنج – تورنتو

ملكه ویكتوریا، یگانه فرزند ادوارد، دوك كنت، چهارمین پسر جرج سوم و همسرش، ویكتوریا ماریا لوییسیا Victoria Maria Lousia دختر فرانسیس دوک Saxe-Coburg-Saalfeld روز ۲۴ ماه مى سال ۱۹۱۸ در لندن در كاخ  Kensington پا به عرصه ى هستى نهاد.در یكسالگى پدر وى درگذشت و تحت كفالت مادر، بالید. روز ۲۸ جون سال ۱۸۳۸ رسما” در  Westminster Abby تاجگذارى كرد و به تخت فرمانروایى انگلستان نشست. در آن زمان لرد Melbourn  ( نخستین نخست وزیر وى) به آموزش سیاست و حكمرانى وى پرداخت. در دوران ملكه ویكتوریا رویدادهاى بس مهمى در كشور او، انگلستان روى داد.

پیروزى هاى ارتش انگلستان در جنگ تریاك علیه چین، سیطره بر بندر هنگ كنگ، موفقیت در جنگ هاى كریمه و شكست روسیه تزارى، برد جنگ بوئرها در جنوب آفریقا و از همه باﻻتر تسلط بر هندوستان و بیرون آوردن هند از چنگ كمپانى هند شرقى، كنترل مصر و مناطق بسیار دیگر از آن جمله اند. و نیز بنیاد مستعمره هاى سودآور كه مهمترین منابع تامین مواد اولیه ى ارزانقیمت و بازار فروش فرآورده هاى كارخانه هاى فراوان و رو به ازدیاد انگلستان بود از این دوران آغازید. استرالیا و كانادا هم در این دوره به جمع متحدان اقتصادى – نظامى انگلیس پیوستند كه باعث رشد امپراتورى گردید. این كلنى هاى رو به افزایش موجب قدرت گرفتن انگلستان و بدل  شدنش از یك كشور كشاورزى به قطب صنعت جهان شدند.

در دوران ملكه ویكتوریا است كه بهبود وضعیت اقتصادى مملكت، جمعیت را به دو برابر مى رساند و حكومت هاى محلی، گام هاى مٶثرى در جهت منافع كارگران برداشته، پارلمان هم به وضع قوانین حمایتى از مردم مى پردازد. در آن عصر بود كه آفتاب در امپراتورى انگلیس غروبى نداشت و یك چهارم جمعیت كره ى زمین همراه با یك چهارم مساحت آن، ابوابجمعى آن امپراتورى بودند. مردم انگلیس به پاس قدردانى از ملكه ویكتوریا هر ساله روز ۲۴ مى مصادف با زادروز ایشان را جشن مى گرفتند. پس از مرگ ملكه ویكتوریا، برپایى جشن تولد او، نماد وفادارى نسبت به خاندان سلطنت بوده است.

در نخستین سالهاى ۱۹۰۰ مردم كانادا مانند دیگر مردمان Common Wealth چنین جشنى را با نام روز امپراتورى بر پاى داشتند. در سال ۱۹۴۷ نام این روز را به روز “كامانولث” تغییر دادند. اكنون سالیان سال است كه در كشور كانادا زادروز ملكه ویكتوریا به رسم وفادارى به خاندان سلطنتى انگلیس و نهاد سلطنت با نام “روز ویكتوریا” (Victoria Day) جشن گرفته مى شود و آن در روز دوشنبه اى پیش از ۲۵ مى باشد.

**********

Houshang Saranj – Toronto  

آشتی با دشمنان

هوشنگ سارنج

ما از کدام کلافه ی گوریده ایم؛ تا در شبان,سیه در پناه,روز ؛ بی حس دردمندی و اندوه, بی مثال ؛ بر سایه می رویم. روز تاریکتر از سیاهی است. ای خوشدلان, دره ی غم بی انتهایی همواره های درد یاری ز سایه ها ی سرد ؟

گاهی دلم هوای کودکی تلخ می کند. گاهی دلم صحبت, با کبوتران؛ در سپیده دمان ؛ رفتن به اوج؛ تا دور های دور؛ بر بال, نرم, باد؛ دور از سایه های بی سخن؛ تا به ابر؛ تا به جنگل, با درخت؛ بر پهنه ی آبی روان؛ بامدادی پر امید.

**********
۱۳ می ۲۰۱۷
تورنتو

ریز گردها از کجا می آیند

هوشنگ سارنج

از بیداد, بر جان, آب و خاک و هوا و گیاه با یاوری بی خردی بر بستر , کار بریهای نا کارشناسانه و کار بست, مهره های نابجایی در هر جای ممکن . ریز گردها در گذشته هم بود و در اندازه های کم و کوچک بیابان زدایی, بوته کاری دیوارک بندی و مالچ پاشی می شد. افزون بر دیرینگی بد نگرشی ؛ زمینهایی که هشت سال,شباروز , بدست, دشمنان, فراوان ؛ در جنگی خانمانسوز با بمباران, توپخانه ی سنگین و خمپاره های دهشتناک و بمبهای شیمیایی کوبیده و زیرو رو شد ؛ چگونه رمقی از زندگانی دارد؟

دیگر آنکه ؛ هنگامی آب از پهنه ی هر خاکی ربوده شد آن خاک می سوزد. در کدام برهوت, بی آب زمین یک پیکر, بهم تنیده ی زایشگر می ماند ؟ هنگامیکه سرزمینهای زورگوی بالادست بی نگرش به حق آبه ی پایین دستی ها آب را می بندند و می ربایند و گوش, شنوایی ندارند و دهان, فریاد کشنده ای هم نیست ؛ غبار همه جا را می پو شاند و زود تر از آدمیان؛ گیاهان و جانوران می میرند.

دشتهای جنگ زده و هور های خشکانده شده؛ صدوم و گمورای ساخته ی بشر می شود. ریزگردهای تمدنکوب ؛ نفرین, خاکست که دشمنان, میهن با خون, جوانان و مرگداروهای انفجاری آنرا خفه کردند. دشمنی با آفرینش ؛ نابودی آرام در پی دارد . خوزستان, با آنهمه نخلستان و باغستانهای مرکبات و نهرهای خشک , بدون آبش چه کسی را در خود نگه دارد؟

هر دخالت بی اندیشه ی کارشناسانه در نهاد, هستی ؛ بی جواب, کوبنده نمی ماند. اکولوژی یک واقعیت است. چرخه ی آنرا بهم زدن ویرانه ساز است. آ برا بهدر ندهیم ؛ جان , گیاه را مگیریم؛ خاک را توبره مکنیم؛ جانوران پاره ای از زندگانی هستند. عناصر , بی آلایشند که حیات را می آفرینند. جمعیت انفجاری ؛ از دست فرو نهادن بیابان زدایی ؛خشکاندن, تالابها ؛ نا بود کردن,پوشش, گیاهی؛ بد بهره وری از آب؛ تیولداری آب و خاک و جنگل؛ و …و… زیانبار است.

**********
۲۳ مارچ ۲۰۱۷
تورنتو 

گمنامی هنرمندان

هوشنگ, سارنج

کسی نوشته بود ؛ آراپیک با غداساریان ۴۶ ساله مرد و در ۳۶سالگی مرگ, زودرسش , چندان شناخته نیست. طنز, سیاه کار میکرد و کاریکاتور هایش را با نام, وامگرفته ی پطروس کا رامیان در نگین چاپ می کرد…. مشکل, آراپیک ها مشکل, مردمان, زیستگاهشان است. او برای اثبات, خودش ؛ می بایستی به هزار در بزند؛ به هزار شاخه بپرد تا باورش کنند. در جایی می بالید که زمینه ی هنر خالی از خواهان بود . …آنها می بایست کارهایشان را در تاریکی شب, به نشریه ای می سپردند که خوانندگان انگشت شمار داشتند.

هنر آموختنیست و به بستر, آموزش, همگانی نیاز مند است و هنر مندان به چتر, پشتیبانی. رها سازی رشته های هنری که, ابزار, اندیشیدن جمعی و خرد گرایی است؛ ره به سوی والایی جامعه نمی برد. آسانگیری در کار, مدعیان هنر در گل ماندن است. هنر رازیست که بایستی در فهمش کوشید.

ارزش, کار های هنری ؛ در خیال آمیز بودن, آنها برای راهیابی به جهانی نو می باشد. هر هنر زبان خود را دارد. و آن زبان, مشترکیست در پیشبرد, جاودانگی مهربانی ی نهاد ,آفرینش و ریشه در زمینه های فلسفی روانی و آیینی دارد. باغداسا ریانها بد بیارییشان در شکل گرفتن لایه های اجتماعی است؛ که کار, زمین را رها کرده در چنبره ی ربا خواری اقتصادی می افتند. نه هنر می شناسند نه طنز سیاه و نه عکاسی را از نگارگری باز می دانند. و نه آفرینش, معماری را …

هنر مندان, راستین آفرینش های هنری را مقدس میدانند و در هر نگرش خود درعا لم, حس چشمانشان را در اقیانوس صد باره زیستن شستو شو می دهند. شما از مشتریان, سریالهای ترکی , توقع, هنر دوستی سر زمین, مادری , نداشته باشید . آن کسان که جیب, مد سازان, را پر می کنند و هنوز بند نافشان از قبیله نبریده اما, فک, پیوند می کنند.

هر جامعه بر بنیاد, مقدوراتش پیش می رود. درد, ما درد, زاویه ی کج بستن است. دلباختگان, هنر های بازاری باسمه ای پایینتر از ترنا بازان, قهوه خانه ای می پرند.

**********
۱۹ فوریه ۲۰۱۷
تورنتو