کار, واژون, دنیا

کار, دنیا همه اش وا رونست. برف می بارد ؛ به سرایی ؛ که نخواهندش؛ سیل ویرانگر, دیوار, گلین؛ سقفی از آهن نازک ؛ ورقی پوسیده؛ یا مقوای به آب, گل, هرز آب ؛ نه یکبار به سد بار ؛ گدازیده . کپری از نی تا لا ب, بخشک افتاده. زلزله ؛ نیمه شبان می کوبد؛ بهمن از کوه رود یکسره تا خانه ی بی پیکر و در . مادری می کشد از طفل یتیم . آتشی گر ؛ز دل , کوه سرازیر شود ؛ یکسره ؛ راه به آن خانه ی ویران؛ یابد . شهروا ؛ می گوید: با بانگ, رسا . ای شما مدعیان, گله مند ؛ ای شما نا شکر ان همه کس می دانید ؟ که؛ کیفر از چیست ؟

هوشنگ, سارنج ۱۵ نوامبر ۲۰۲۱ تورنتو