راستی را
که چه شهریست سپاهان, عزیز
آن کسانی که ورا
نیمه ی آباد جهان نامیدند
باید اکنون که بنامند چنان جای دل انگیز, قشنگ؛
بی گمان , کل, زمین .
ه.سارنج
پنجم, نوامبر ۲۰۱۳
تورنتو

نوشته های هوشنگ سارنج
راستی را
که چه شهریست سپاهان, عزیز
آن کسانی که ورا
نیمه ی آباد جهان نامیدند
باید اکنون که بنامند چنان جای دل انگیز, قشنگ؛
بی گمان , کل, زمین .
ه.سارنج
پنجم, نوامبر ۲۰۱۳
تورنتو
تا ؛برگهای سبز, بهاری
از پیکر, هر درخت, زنده ؛ جوشید ؛
چغانه زدیم.
آنان؛
در جشن, پاییزآن ؛
گلگونه به رخسار کشیدند.
امروز؛ زیر, پای رهگذران ؛
لهیده اند.
مگر برفی ببا رد؛
و
روزی تنهایشان را
پرنیانی سپید بپیچد.
هوشنگ, سارنج ۱۸ نوامبر ۲۰۲۱
تورنتو
کار, دنیا همه اش وا رونست. برف می بارد ؛ به سرایی ؛ که نخواهندش؛ سیل ویرانگر, دیوار, گلین؛ سقفی از آهن نازک ؛ ورقی پوسیده؛ یا مقوای به آب, گل, هرز آب ؛ نه یکبار به سد بار ؛ گدازیده . کپری از نی تا لا ب, بخشک افتاده. زلزله ؛ نیمه شبان می کوبد؛ بهمن از کوه رود یکسره تا خانه ی بی پیکر و در . مادری می کشد از طفل یتیم . آتشی گر ؛ز دل , کوه سرازیر شود ؛ یکسره ؛ راه به آن خانه ی ویران؛ یابد . شهروا ؛ می گوید: با بانگ, رسا . ای شما مدعیان, گله مند ؛ ای شما نا شکر ان همه کس می دانید ؟ که؛ کیفر از چیست ؟ هوشنگ, سارنج ۱۵ نوامبر ۲۰۲۱ تورنتو
کوزه ی بد اقبالی بود.
که؛ آرام نداشت
یکجا هم؛ نخفت.
نخستین بار در نهروان
سپستر ؛به انتقام, قایر خان
جانش گرفته شد.
باره ها
سمکوب, نرم ؛گلخون, شمشیر؛
خاکخشت؛
یا پله پای شاه, قجری .
سر انجام به یونجه زار های ” ری “بالید.
اکنونیان هم ؛
دست, یار را
بر گردنش ندیدند.
به دارش آویختند.
دار آویز ؛ رسن گسسته ؛ فرو افتاد.
نه بر دامن, نیلوفران
نه بر استخو انخاکهای ” حسنک ”
بر فرشی از سیمان, مسلح .
کوزه شکست و از هم پاره پاره شد.
سفالش ؛ به این زودیها ؛ خاک, کشتزار نمی شود.
ه-س
سیزده اکتبر, ۲۰۲۱
تورنتو