دشت, باد

باد بود و تپه شنهای روان
جای پای بولهب؛ چنگیز یا اسکندری,
کاکل,بس خانه ها؛ ویرانه ها
آهوان, تشنه لب یا گرسنه
چشمها زیبا ؛ نگاری شبنما.
عکسی از یک برکه آب؛
آخرین یادی
که در چشمان, آهو مانده بود.
آب در حفره ی دهانش
چرخشی نا کرده
از
تیر, تیرگر ؛
بر کران,برکه ی پر آب پاک؛
جان داده بود,
ه.س ۱۶ دسامبر ۲۰۲۱
تورنتو

برگی از یادداشتهای روزانه ی سالهای کویدی. دوشنبه دوازدهم,سپتامبر ۲۰۲۱

هوشنگ, سارنج

پلنگها؛پس از خلاندن, دندانهای نیش؛ بر؛ نای شکار , خود ؛ پیکر,بیجان, گرم را ؛ به کنام,خویش می کشانند. بر بالایی دور از پنجه های دیگر یورشگران و آرام آرام؛ آنرا می جوند.
کرونا از درون آدمی را می تراشد.همراه با خستگی آدمی را از پا درمی آورد. هر کس را به گونه ی تواناییهای خودش ؛ با دشنه ی نا امیدی. نخست از ماهیچه های ابزاری راه رفتن می آغازد. بیمار, شکار شده چون به بستر افتاد ؛ آهوی تیر خورده ایست که در شکاف, سنگی یا بر خاک توده ای ؛ لغزیده ؛ شکارگر ؛ پهلوهای ورا بی دریدگی و روانی سرخاب, رگها ؛ با زبان, زبرش می لیسد ؛ در فریادی بی رمندگی و نجابتی از تنهایی و غرور, انسانی . هر دو کلیه را در چنگال می فشارد تا آب, هر یاخته از گوشتهای بهم تنیده را بمکد و برباید.
بستر, نرم ؛ با گذشت, روزها و شبها ؛ در بیگانگی ؛ درد آگین ؛ سخت و سنگی ؛ از هر سو می خلد و یکپارچه ؛ در شب بیداریهای نا فرجام ؛ دردی سیاه و بی بوی د شمنایگی را از بن, مویهای سر ؛ تا استخوان ریزه های ساختاری دستها و پا؛ و پوست, روغن باخته ی تن و پنجه ها و کف, پاها موژ های جانکاه سر می دهد.

چشمها بی آرزوی گریستن در پیوندی با سوگواری دلسوزانه؛ از بخار, تن ؛ پیوسته زهابش می تراود. در تنهایی این کشش به سوی نابودی و سر گردانی از این پرسشهای بی پاسخ ؛ بر سر, دو راهی ندانستن و نتوانستن؛ آینه های دیدن و راهیابی ؛ به راز های بیرون از خود ؛ در آینه خانه های گرد گرفته؛ باز نمای چشمان, ماهیان بی اندیشه ؛ مات و مه؛ توان باختگی بی بازگشت را می نمایند.
بیمار در بستر؛ و تنهایی شهر بندان ؛ همه چیز از آن دست ؛ پروانچه ی سر بر زانوی گرامیان, خود نهادن و از اندوه دوری گریستن را نیز از دست می دهد. برای زنده ماندن, آنان ؛ از خود می رماندشان و با اشاره های سر و دست؛دورشان می سازد و سخن می گوید تا که همچون پیلان, مرگ رسیده ؛ خود را در گلانباشت, پر لجن؛ غرقه سازد.
بیمار ؛ لب تخت, خوراک, روزانه اش را در اوج, توفند, درد انباشت ؛ با لنگر بر داشتن؛ افتان و خیزان از پشت, دری بردارد. آن زندانیان, بی گناه ؛ هر از گاهی چهره ی ترسنده ی آشنایی را می بینند ؛ از تراک, ذهن, سخت کوشیده ی خود ؛ گمانه می زند یا نیمخندی را دیداری ژرف می انگارد. دیداری گرسنه در پندار, باز دیدنها. مانا ؛که یک جذامی رانده از دیار یا یک انگاره ی ز شت, ترسناک از فراسوی دیوار های جدایی نگریسته می شود. با دلسوزه ی کم جان و سر دستی و ترس, از گرفتار شدن و چندشی پیدار . که این فرمان, قانون, شهر بندی شهر وندان است.
اینان همه بر سراسر, زمین, به ویرانه کشیده؛ جانبازان, بازارگاه های خریداران جان و فخر فروشان, نابودی شرافت انسانها ؛ شده اند. چنین بازرگانانی ؛ از پوسیدگی زنده و مرده ی آدمیان فربه می شوند. بازرگانی جنگ افزار؛ مواد, مخدر ؛ دارو ؛ باورمندی؛ آدمیان بی سرپرست و بی خانمان.

ه.س ۱۳ سپتمبر ۲۰۲۱
تورنتو

کیمیای جان

از دعای عابدی
مردی بهشتی ؛ بی ریا
معجزی رخ داده است.
همچنان ؛
آن پینه گر ؛پیری ز ” جی ”
یا که ” میداسی ”
شه,افسانه ها .
دست مالیدن به هر چیزی ؛
شود زر .
خشت خشت, شهر, سنگ
زرین شده ؛
دوزخی بی خاک؛
مادر شهر, ما
از سرای پر گنهکاری دیرین؛ تا بهشت؛
زرین شده.
تا که خوردنگاه, روز پر ز آزار, روان ؛
دستی به خوردن می بریم؛
نان زر شود.
آب در تنگی (کوزه )شود زر.
سفره ی پر نیمه خالی ؛
سر به سر؛ زر می شود.
دست بر سر می زنی
آن تآر های غمسپید ؛زر می شود.
دسته ی جاروی جاروگر ؛به آنی
زر شود.
مرمی سربی ؛
درون, لوله ی تیر افکنی ؛
زر می شود.
داروی درد, کرونا ؛
در زمان, کاربرد؛
همچنان ؛ زر می شود.
دست بر زانو زدن در وقت, تکریم, خدا ؛
زانوان, استخوانی ؛
بر مثال , بوته ی هر زرگری ؛
زر می شود.
ای بزرگ, حضرتی
داریم از تو التماس ؛
شو دعا کن؛ کار ما ؛وا ژون شود .
خوردن نان
بهر, شاکر بودن, آن بنده ساز ؛
صد هزاران بآر ؛ بهتر
زان طلا خوردن بود.

هوشنگ, سارنج ۹سپتامبر, ۲۰۲۱
تورنتو

میداس شاه دست به هر چه مزد طلا می شد .
پیر, پینه دوز به هر که می نگریست طلا می شد.

در تحیر

سر به زانو
در تحیر
بر ندانستن .
علت, باد,شدید؛
یا شبو روزان, روشن؛
بارش,باران, سیل آسا ؛
تب و لرزیدن, به ناجا
حصبه و سل ؛ سینه پهلو؛یاکه تا عون و وبارا ؛
زلزله؛
ماه و خورشید, گرفته؛
بدتر از بد
دعوی پیغمبری
یا خدا دانستن, خود هر کسی ؛
فی المثل ؛ تکریت یا بن غازی ای .
یورش, سربند داران, سیاه
آه وآ وخ ؛
از برای جرعه آ بی
یک قلپ داروی نابی
سفره ی پر آب و نانی
دست آورد, کار ؛
نز ره, بخشش ؛ گدایی؛یا بلا گردانی ای.
ترس, از پل ؛
یا
شکنج, دوزخی.
سر به زانو ؛
از تحیر.
نه به گفتن
یا
نگفتن .
نه به رفتن
یا
نه رفتن.
نه به پوشیدن
نپوشدن
تازیانه
تا زمانه.
بند های بسته بر آواز ها ؛
شیشه های نرم از پولاد ها ؛
کسر, جام, خجلت, حیثیتی ؛
زآن سپستر؛مرکب, چوبین سواری؛
جان, پوسیده درون, کیسه ای.

دوم سپتامبر ۲۰۲۱
ه.س تورنتو.