کاش می شد در نجابت
گوی سبقت را ربود.
جام های خرد را ؛
بی گدازش؛
سروهای سبز ؛
سینه های سوخته؛
قلبهای آ تش آجین ؛
ضجه های آسمانکوب ؛
گورهای شیشه ای ؛
با سنگچینهای اشک آلود و قلبهای بی تپش ؛
سکر, ناب, شوکرانی ؛
خواب را ؛
بیدار ساخت.
کاش.
ه.س
۲۱ دسامبر, ۲۲
تورنتو
خسته دلان
بسکه نالیدند ؛از دل
بل ؛که
آید زآسمان فریاد رس
نامد کسی.
زانکه هردو را
-زخمزن یا خسته گر –
یک کسی بایست شد درمانگری .
عاقبت ؛
آن خسته جانان ؛ سوی فریاد آمدند.
جنگشان مقلوبه گشت.
زخمزنها ؛ با سلاح,جانستان
خنجر,برنده و ژوبین,تیز ؛
قلعه کوب و داس مرگ و گیرو دار ؛
خسته جانان ؛
سوی مشت, آهنین؛
پرداختند.
دردهای سر بهم پیچیده را
زخمهای کینه ساز
ذره ذره ؛ پاره پاره ؛
روی هم انباشتند ؛
توده سنگی شد بزرگ .
بر سر,کینه وران
بر کوفتند.
ه.س
۲۰/نوامبر/۲۲
تورنتو
بهار, ما
بهار, ما که در خزان
جوانه زد.
به روزهای آن که شبتر
از شبان, بی ستاره است ؛
به چینش, نرسته ها ؛رسید.
که داس, بی مروت, ستم؛
کلاله های بر سریر, ساقه را
بریده کرد.
به دشت , گل ؛ کسی که کاشت و داشت
را سمر نکرد؛
ویا به کشت, بادها ؛ بسنده کرد.
به روز, گرم, آفتابی خزان ؛
توفند, برف و یخ
درو کند .
ه.س
۱۵/نوامبر/۲۰۲۲
تورنتو
مردان,غم
مردان,غم
——
تو در بهار چینی گل
خستی به دشت,درد
چون ژاله ی سحری .
آفتاب
گلگونه ی ابرها می شود
به شب؛
تو خاک را به خون رنگ می زنی؟
در برگریزان, آتشین, خزان
سوختی به درد ؛
آن بس نبود مادران, شروه خوان ؛
اکنون به روز و شب
همه مردان, غم
شعر,بلند,سیاه, زلف, ترا
در نجابت, اسبی سپید یال ؛
زار می زنند.
ه.س
۸/نوامبر/ ۲۰۲۲
تورنتو
